برگرفته از کتاب منتهی الامال ، اثر حاج شیخ عبّاس قمی

مقتل شهدایی که در حمله اول به شهادت رسیدند

پس شایسته باشد که آن اشخاصی را که در حمله اولی شهید شدند و من بر اسم شریفشان مطلع شدم ذکر کنم و ایشان به ترتیبی که در مناقب ابن شهر آشوب است این بزرگوارانند:

نعیم‌ بن ‌عجلان

و او برادر نعمان بن عجلان است که از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام و عامل آن حضرت بر بحرین و عمان بوده و گویند این دو تن با نضر که برادر سیم است از شجعان و از شعراء بوده‌اند و در صفین ملازمت آن حضرت داشته‌اند.

عمران ‌بن ‌کعب ‌بن ‌حارث‌ الاشجعی

که در رجال شیخ ذکر شده.

حنظله بن عمر والشیبانی

ـ قاسط بن زهیر و برادرش مقسط و در رجال شیخ اسم والدشان را عبدالله گفته.

کنانه‌بن‌عتیق‌تغلبی

که از ابطال و قراء و عباد کوفه به شمار رفته.

عمرو بن ‌ضبیعه‌ بن ‌قیس ‌التمیمی

و او فارسی شجاع بود، گویند اول با عمر سعد بوده پس داخل شده در انصار حسین علیه السلام.

ضرغامه ‌بن ‌مالک ‌تغلبی

، و بعضی گفته‌اند که او بعد از نماز ظهر به مبارزت بیرون شد و شهید گردید.

عامر بن ‌مسلم ‌العبدی

، و مولای او سالم از شیعیان بصره بودند و با سیف بن مالک و ادهم بن امیه به همراهی یزیدبن ثبیط و پسرانش به یاری امام حسین علیه السلام آمدند و در حمله اولی شهید گشتند

سیف بن عبدالله بن مالک العبدی، بعضی گفته‌اند که او بعد از نماز ظهر به مبارزت بیرون و شهید شده ره.

عبدالرحمن بن عبدالله الارحبی الهمدانی

و این همان کسی است که اهل کوفه او را با قیس به مسهر به سوی امام حسین علیه السلام به مکه فرستادند با کاغذهای بسیار روز دوازدهم ماه رمضان بود که خدمت آن حضرت رسیدند.

حباب بن عامر التیمی از شیعیان کوفه است با مسلم بیعت کرده و چون کوفیان با مسلم جفا کردند حباب به قصد خدمت امام حسین علیه السلام حرکت کرده و در بین راه به آن حضرت ملحق شد.عمروالجندعی ابن شهر آشوب او را از مقتولین در حمله اولی شمرده ولکن بعض اهل سیر گفته‌اند که او مجروح روی زمین افتاده بوده و ضربتی سخت بر سر او رسیده بود قوم او را از معرکه بیرون بردند، مدت یک سال مریض و صاحب فراش بود در سر سال وفات کرد و تایید می‌کند این مطلب را آنچه در زیارت شهداء است:

اَلسَّلامُ عَلَی الْمُرَتّثِ مَعَهُ عَمْروُبْنِ عَبْدُاللهِ الْجُنْدُعی

حلاس (بحاء مهمله کغراب) بن عمر والاذی الراسبی، و برادرش. نعمان بن عمرو از اهل کوفه و از اصحاب امیرالمومنین علیه اسلام بوده، بلکه حارس از سرهنگان لشکر آن حضرت در کوفه بوده.

سوار بن ابی عمیرالنهمی در حمله اولی مجروح در میان کشتگان افتاد او را اسیر کردند به نزد عمر سعد بردند. عمر خواست او را بکشد قوم او شفاعتش کردند او را نکشت لکن به حال اسیری و مجروح بود تا ششماه پس از آن وفات کرد مانند موقع بن ثمامه که او نیز مجروح افتاده بود قوم او را به کوفه بردند و مخفی کردند ابن زیاد مطلع شد فرستاد تا او را بکشند قوم او از بنی اسد شفاعتش کردند او را نکشت لکن او را در قید‌آهن کرده فرستاده او را بزاره (موضعی بعمان) موقع از زحمت جراحتها مریض بود تا یک سال پس از آن در همان زاره وفات فرموده، و اشاره به او کرده کمیت اسدی در این مصرع: وِ اِنَّ اَیُوموسی اَسیرٌ مُکَبَّلٌ. (ابوموسی کنیه موقع است). و بالجمله در زیارت شهداء است السَّلامُ عَلَی الْجَریحِ الْمَاْسٌورِ سُوّارِبْنِ اَبی عَمیرِ النَّهْمی.

عماربن ابی سلامه الدالانی الهمدانی

از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام و از مجاهدین در خدمتش به شمار رفته بلکه بعضی گفته‌اند که او حضرت رسول صلی الله علیه و آله را نیز درک کرده.

جبله بن علی الشیبانی از شجاعان اهل کوفه بوده.

عبدالله و عبیدالله پسران زیدبن ثبیط عبدی بصری.

ابوجعفر طبری روایت کرده که جماعتی از مردم شیعه بصره جمع شدند در منزل زنی از عبدالقیس که نامش ماریه بنت منقذ و از شیعیان بود و منزلش مجمع شیعه بود و این در اوقاتی بود که عبیدالله بن زیاد به کوفه رفته بود و خبر به او رسیده بود از اقبال و توجه امام حسین علیه السلام به سمت عراق، ابن زیاد نیز راهها را گرفته و به عامل خود در بصره نوشته بود که برای دیدبانها جائی درست کنند و دیده بان در آن قرار دهند و راهها را پاسبانان گذارند که مبادا کسی ملحق به آن حضرت شود پس یزید بنت ثبیط که از قبیله عبدالقیس و از آن جماعت شیعه بود که در خانه آن زن مؤمنه جمع شده بودند، عزم کرد که به آن حضرت ملحق شود، او را، ده پسر بود، پس با پسران خود فرمود که کدام از شماها با من خواهید آمد؟ دو نفر از آن ده پسر مهیای مصاحبت او شدند، پس به آن جماعتی که در خانه آن زن جمع بودند فرمود که من قصد کرده‌ام ملحق شوم به امام حسین علیه السلام و اینک بیرون خواهم شد. شیعیان گفتند که می‌ترسیم بر تو از اصحاب پسر زیاد، فرمود به خدا سوگند هرگاه برسد شتران یا پاهای ما به جاده، و راه دیگر سهل است بر من وحشتی نیست بر من از اصحاب ابن زیاد که به طلب من بیایند، پس از بصره بیرون شد و از غیر راه از بیابان قفر و خالی سیر کرد تا در ابطح به امام حسین علیه السلام رسید، فرود آمد و منزل و مأوای خود را درست کرد پس رفت به سوی رحل و منزل آن حضرت و چون خبر او به حضرت امام حسین علیه السلام رسید به دیدن او بیرون شد به منزل او که تشریف برد، گفتند به قصد شما به منزل شما رفت، حضرت در منزل او نشست به انتظار او از آن طرف آن مرد چون حضرت را در جایگاه خود ندید احوال پرسید، گفتند به منزل تو تشریف بردند، یزید برگشت به منزل خود، آن جناب را دید نشسته. پس این ایه مبارکه را خواند: بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ وَ بِذالِکَ فَلْیَفْرَحوُا.

پس سلام کرد به آن حضرت و نشست در خدمتش و خبر داد آن حضرت را که برای چه از بصره به خدمتش آمده، حضرت دعای خیر فرمود برای او پس با آن حضرت بود تا در کربلا شهید شد با دو پسرش عبدالله و عبیدالله.

مؤلف گوید که اسامی بعضی از غلامان که شهید شده‌اند از این قرار است:

اسلم بن عمرو

و او پدرش ترکی بود و خودش کاتب امام حسین علیه السلام، و دیگر. قارب بن عبدالله دئلی که مادرش کنیز حضرت امام حسین علیه السلام بوده و دیگر منحج بن سهم غلام امام حسین (ع). با فرزندان امام حسین علیه السلام به کربلا آمد و شهید شد و سعد بن الحرث غلام امیرالمؤمنین علیه السلام و نصر بن ابی نیزر غلام آن حضرت نیز و این نصر پدرش همان است که در نخلستان امیرالمؤمنین علیه السلام کار می‌کرد و حرث بن نبهان غلام حمزه، الی غیر ذلک.

و . . .

برگرفته از کتاب منتهی الامال ، اثر حاج شیخ عبّاس قمی