vitrinmarket

vitrinmarket

http://vitrinmarket.persianblog.ir

ویترین ; دنیایی فراتر از آنچه که می اندیشید . . .

ویترین ; دنیایی فراتر از آنچه که می اندیشید . . .

ارائه محصولات متفاوت و تنوع در محصول هدف ویترین ماست.(تاریخ بروز سازی : هر12 ساعت 2 پست جدید)

ویترین ; دنیایی فراتر از آنچه که می اندیشید . . .

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

ویترین ; دنیایی فراتر از آنچه که می اندیشید . . .
ارائه محصولات متفاوت و تنوع در محصول هدف ویترین ماست.(تاریخ بروز سازی : هر12 ساعت 2 پست جدید)


محصولات ایران مارکت سنتر



لينک دوستان


آمار و امکانات


نويسندگان


بانک موسیقی ویترین

تبليغات
محل تبليغ شما

فوتبال | پیش بینی با جایزه | اخبار



برای دیدن تمامی محصولات ویترین, کافیست روی یکی از محصولات کلیک کنید تا شما را به تمامی محصولات با دسته بندیهای مختلف هدایت نماید.با تشکر.

 

چیستا یثربی سال‌هاست به‌عنوان نویسنده، کارگردان، درام نویس و منتقد در عرصه تئاتر، تلویزیون و سینما حضور دارد.

 ویژگی بارز آثار یثربی پرداختن به دنیای زنان و واکاوی درونیات آنهاست. با چنین پیشینه‌ای، وقتی حاتمی‌کیا تصمیم می‌گیرد درامی زن محور را جلوی دوربین ببرد از یثربی برای نگارش فیلمنامه دعوت به عمل می‌آورد.

حاتمی‌کیا از همان فیلم‌های اولیه‌اش همواره از مشاور در مرحله نگارش فیلمنامه استفاده کرده است ولی جز ‌ یک بار، همکاری با اصغر فرهادی در «ارتفاع پست»، این چنین همکاری پررنگی را با نویسنده‌ دیگری نداشته است؛  دلیلش را هم می‌توان حیطه تازه‌ای دانست که حاتمی‌کیا در «دعوت» پا به آن گذاشته است.

فیلمسازی‌ که بیشتر مردان جبهه و جنگ قهرمانان آثارش بوده‌اند و اساسا سینمایش بیشتر مردانه بوده، در چنین رویکرد پر رنگی به زنان، نیازمند نویسنده‌ای بوده که این دنیا را به خوبی بشناسد.

مطابق معمول آثار حاتمی‌کیا تحقیقات گسترده‌ای درباره موضوع فیلم صورت گرفته بود که در اختیار یثربی قرار داده شده؛ او در پروسه‌ای که خودش آن را جذاب می‌داند، به نگارش فیلم نامه پرداخت. از همان ابتدا هم بنا بر ساختاری اپیزودیک گذاشته شده بود؛ اپیزودهایی که ابتدا حجمی بسیار فراتر از آنچه هم‌اکنون در «دعوت» به چشم می‌خورند داشتند؛ قصه‌هایی که با نظارت حاتمی کیا شامل تغییرات می‌شوند.

«دعوت» ابتدا قرار بود در 7‌  اپیزود ساخته شود، منتها یکی از اپیزودها اصلا فیلمبرداری نشد و اپیزود دیگری که در آن پژمان بازغی و لیلا اوتادی نقش‌آفرینی کرده بودند، در مرحله تدوین کنار گذاشته شد. ضمن اینکه حجم داستان‌ها تا‌حد زیادی کاهش پیدا کرد؛ با اتفاقی که «دعوت» را به فیلمنامه‌ای موجز اما در لحظاتی گنک تبدیل کرده است. پثربی همکاری با ابراهیم حاتمی‌کیا را تجربه‌ای دلچسب می‌داند و می‌گوید که باید به حاتمی‌کیا حق تغییر داد. او از علاقه‌مندانی می‌گوید که حاتمی‌کیا را همچنان در قالب حاج کاظم می‌نگرند و نمی‌خواهند از او فیلمی در مورد مسائل خانوادگی ببینند. او معتقد است حاتمی‌کیای 46 ساله با حاتمی‌کیای 25 ساله فرق دارد.

یثربی در کنار فیلم‌نامه نویسی، در «دعوت» انتخاب بازیگر و بازیگردانی کار را نیز به‌عهده داشته است، که این یکی با سر و صدای رسانه‌ای زیادی نیز همراه بود... برای نقش‌ها در «دعوت» ابتدا به بازیگرانی دیگر فکر شد ولی در نهایت این گزینه‌ها جلوی دوربین رفتند؛ اتفاقی که یثربی آن را کاملا طبیعی می‌داند.

• در تیتراژ، نام شما در کنار ابراهیم حاتمی‌کیا به‌عنوان نویسندگان فیلم‌نامه آمده است. در این بین سهم حاتمی‌کیا در نگارش «دعوت» چقدر بود؟

زمانی که من به این کار دعوت شدم، حاتمی‌کیا از مدت‌ها پیش، روی این سوژه متمرکز شده بود. 8 ماه تحقیق صورت گرفته بود و گروهی از دختران دانشجو تحقیقاتی در مورد سقط جنین انجام داده بودند. آنها با زنانی که قصد سقط داشتند مصاحبه می‌کردند و تحقیقات میدانی انجام می‌دادند. البته من مستقیما روبه‌روی کارگردان قرار گرفتم و این تحقیقات در اختیار من گذاشته شد؛ سی‌دی‌های تحقیقاتی که هر کدام به‌طور مجزا یک قصه در مورد یک زن باردار با ویژگی‌های خاص را مطرح می‌کرد؛ یعنی 7 طرح که در این مرحله از من خواسته شد نگارش قصه‌ها را شروع کنم. دست من در نگارش داستان‌ها کاملا باز بود. یک‌ماه و نیم اول به مشارکت فکر و صحبت در مورد طرح‌ها گذشت. بعضی از قصه‌ها به دلایلی نیاز به بازنویسی داشت و بعضی نیاز به هیچ‌گونه تغییری نداشت.

فیلمسازی‌ که بیشتر مردان جبهه و جنگ قهرمانان آثارش بوده‌اند و اساسا سینمایش بیشتر مردانه بوده، در چنین رویکرد پر رنگی به زنان، نیازمند نویسنده‌ای بوده که این دنیا را به خوبی بشناسد.

• تحقیقات انجام شده چقدر به شما کمک کرد؟

تحقیقات صورت گرفته هر چند مفید بود ولی من به خاطر رشته تحصیلی‌ام که روان‌شناسی بوده، از نزدیک با موارد زیادی از سقط جنین مواجه شده بودم و می‌دانستم این مسئله در جامعه ما از چه اهمیتی برخوردار است. به اعتقاد من بالاخره یک نفر باید وارد این حریم خصوصی می‌شد و فیلمی در این مورد می‌ساخت. بعد از یک ماه و نیم اول که دیدگاه‌های من و آقای حاتمی‌کیا همسو شد، او به من برای نگارش قصه‌ها وقت داد و قرار شد در 15 روز کل قصه‌ها را بنویسم. قصه‌های اولیه داستان‌های 40 تا 60 صفحه‌ای بود. برای شناخت شخصیت‌ها ابتدا قصه‌ها را نوشتیم و بعد چون قرار بود فیلم اپیزودیک باشد، قطعا مجال نداشتیم راجع به شخصیت‌ها اطلاعات زیادی به تماشاگر بدهیم.

در مرحله نگارش اپیزودها دست من کاملا باز بود. از ابتدا بعضی قصه‌ها را خیلی دوست داشتم که نیازی به تغییر نداشتند مثل اپیزود «بهار» و بعضی را دوباره نوشتم. در نهایت هر کدام از فیلم‌نامه‌ها را تبدیل به 10 صفحه کردم. بعد از این مرحله مشارکت کارگردان شروع می‌شد. او نظر می‌داد و فیلم‌نامه‌ها را می‌خواند و من هم تغییر می‌دادم، دوباره می‌نوشتم و دوباره نظر می‌داد و این پروسه دائم تکرار می‌شد. من جداگانه می‌نوشتم و او دیالوگ‌ها را تغییر می‌داد حتی سر صحنه هم بعضی دیالوگ‌ها تغییر می‌کرد.

• و شما با این حجم تغییر دیالوگ‌ها هیچ مشکلی نداشتید؟

نه. چون می‌دانستم اولا شیوه کار حاتمی‌‌کیا به این شکل است یعنی او سر صحنه به آن چه مد نظرش است می‌رسد. دوم اینکه شیوه خود من در کارگردانی تئاتر به همین شکل است یعنی گاهی سر صحنه از بازیگر می‌خواهم در مدت زمان کوتاه دیالوگ‌های تازه‌ای را حفظ کند. حاتمی‌کیا هم سر صحنه اگر دیالوگی به‌اصطلاح به دلش ننشیند آن را بارها و بارها تغییر می‌دهد تا به خواسته‌اش برسد. اما باز هم با همه این تغییرات هر 7 اپیزود اولیه نوشته خود من بود البته گروه تحقیق هم زحمت زیادی کشیدند اما در مرحله نگارش نوشتن 7 اپیزود به این شکل کار سختی بود.

• به‌نظر می‌رسد با موضوع فیلم ارتباط خوبی برقرار کرده بودید؟

بله و من در مقابل همه نقدهای منفی از این فیلم دفاع می‌کنم. چرا بعضی‌ها اصرار دارند بگویند مسئله‌ای مثل سقط جنین در حیطه فردی و شخصی می‌گنجد. باید بپذیریم در حال حاضر همه موضوعات اجتماعی هستند. ما باید به بچه‌ها و نوجوان‌ها آموزش بدهیم. من نمی‌پذیرم که سقط جنین یک مسئله زنانه است این یک مسئله انسانی و جمعی است. ما هم رای به این ندادیم که باید در هر شرایطی سقط کنیم یا بچه را نگهداریم، ما می‌خواستیم بگوییم باید به همه چراها فکر کنیم.

در پایان ماجرا حتی ما سکانسی داشتیم که یک پرستار مانند یک فرشته بچه‌ها را در بغل مادرها می‌گذاشت که البته این سکانس حذف شد. ما نمی‌خواستیم نتیجه‌گیری کنیم. می‌خواستیم بگوییم در شرایطی این کار مجاز است ولی اگر خدا قدرت اختیار داده می‌توان این اختیار را دخیل کرد. در بعضی موارد زن‌ها تصمیمی برای بچه‌دار شدن ندارند ولی مردها با شیوه‌های مختلف خواسته خود را عملی می‌کنند. گاهی مردها می‌خواهند برای دور کردن زن خود از اجتماع، او را خانه نشین کنند مثل اپیزود «شیدا». این را هم بدانید که ما نمی‌خواستیم و نمی‌توانستیم به مسائل پشت پرده بپردازیم. من می‌خواستم بسیاری از مسائل را تماشاگر خودش از خلال داستان بگیرد. بله درست است همه می‌دانیم برای باردار نشدن راه‌های پیشگیری هم وجود دارد اما بالاخره داستان ما ظرایفی دارد که تماشاگر خود باید به آن برسد.

• اما به هر حال تعدد اپیزودها باعث شده بسیاری از حرف‌ها ناگفته باقی بماند و شخصیت‌ها آن طور که خواسته تماشاگر است معرفی نشوند؟

بله، ما بسیاری از بخش‌ها را به خاطر کمبود وقت حذف کردیم. مثلا در اپیزود «بهار» در سکانسی می‌دیدیم که رئیس او همراه زن و فرزندانش صمیمانه مشغول صرف شام در یک رستوران هستند، ولی این سکانس حذف شد. بخش‌هایی که خانم کتایون ریاحی در داستان بودند نیز تا حدود زیادی حذف شد. قرار بود داستان‌ها کوتاه باشند و ریتم یکدستی داشته باشند. همین مسئله باعث شد بسیاری از سکانس‌ها در هنگام تدوین قیچی شوند. من داستان‌ها را کامل نوشته بودم ولی کمبود زمان باعث حذف‌های زیادی شد و حالا به همین خاطر قرار است فیلم‌نامه‌ها از مرحله تحقیق تا نگارش به‌صورت کامل چاپ شوند.

• با این حساب بهتر نبود از تعدد اپیزودها کاسته می‌شد و در عوض داستان‌های کامل‌تری شکل می‌گرفت؟

به‌نظر من این مسئله سلیقه‌ای است. شاید اگر من کارگردان بودم این کار را می‌کردم. ولی ما می‌خواستیم قشرهای مختلفی که درگیر مسئله سقط جنین هستند را به نمایش بگذاریم؛ یک هنرمند، یک روشنفکر، یک زن مسن‌و.... این موضوع آنقدر حساس است که حتی می‌توانست یک مجموعه تلویزیونی باشد. به هر حال برای نشان دادن 5 قشر مختلف که درگیر این ماجرا هستند ما چاره دیگری نداشتیم. من پیش از این هم در نمایش «حیاط خلوت» این شکل اپیزودیک را تجربه کرده بودم. من برای نگارش فیلم‌نامه «دعوت» یک سال وقت صرف کردم یعنی یک سال تمام درگیر این فیلم بودم. بسیاری از پیشنهادات را هم رد کردم و به همین خاطر از این فیلم دفاع می‌کنم. «دعوت» 5 داستان دارد که همگی یک اتفاق مشترک دارند.

• اما قبول دارید، گاهی تلاش برای رسیدن به ایجاز هم به کلیت کار لطمه می‌زند؟ مثلا اپیزود «خورشید» خیلی گنگ و نامفهوم است.

بله، قبول دارم که در بعضی مواقع کوتاه کردن‌ها برای رسیدن به ایجاز به کل داستان لطمه زده است. بله در اپیزود «خورشید»، او شخصیت مخوف و ترسناکی دارد و ما هم در آخر نمی‌فهمیم چه اتفاقی می‌افتد که او مهربان می‌شود. حتی دختر خودم هم به من گفت که داستان برایش نامفهوم بوده است اما من در فیلم‌نامه 60 صفحه‌ای نوشته بودم که این زن دختر را وادار به انجام کارهای مختلف می‌کند. مطمئنم کارگردان هم با دلخوری خیلی از اینها را حذف کرد چون چاره دیگری نداشت. ولی وقتی یک فیلم اپیزودیک می‌شود چاره‌ای جز این نیست، مگر اینکه از تعدد اقشاری که می‌خواهیم وارد ماجرا کنیم، کم کنیم مثلا زن میانسال را حذف کنیم، اما حاتمی‌کیا اعتقادی به این نوع حذف نداشت و من هم از این مسئله دفاع می‌کنم.

• یعنی به خاطر اهمیت موضوع می‌توانیم بعضی اشکالات ساختاری را نادیده بگیریم؟

بله، فراموش نکنید که «دعوت» فیلم خوش‌ساختی است، ریتم خوبی دارد و به مسئله بسیار پنهان و حساس سقط جنین می‌پردازد که متأسفانه در کشور ما مثل کشیدن دندان است و انجام آن از خرید استامینوفن از داروخانه راحت‌تر است. من به چشم دیدم که داروخانه‌ها به سادگی به دختران جوان آمپول سقط جنین می‌فروشند. این درست نیست که به بهانه عملی شدن کاهش جمعیت قبح مسئله سقط جنین از بین برود. ما باید با آگاهی اجتماعی روش‌های پیشگیری را بیاموزیم. شاید هم یک روز من این مسئله را با یک طنز تلخ در قالب یک نمایش روی صحنه بردم، اما «دعوت» طنز ندارد بلکه تلخ و گزنده است.

فراموش نکنیم که یک فیلمساز مرد که سابقه ساخت فیلم‌های جنگی دارد و مذهبی است و در فیلم‌سازی یک معترض اجتماعی به شمار می‌رود، به سراغ طرح یک موضوع حاد در جامعه رفته که همه بی‌تفاوت از کنار آن گذشته‌اند. ما این سختی را به جان خریدیم، حتی بعضی از دوستان صمیمی من می‌گفتند این موضوع ورود به حیطه شخصی آدم‌هاست اما ما سنت شکنی کردیم چون آن را لازم می‌دانستیم. طرح این موضوع آن قدر لازم بود که به خاطر آن می‌توانیم از بعضی اشکالات فیلم صرف‌نظر کنیم. درست است که یک جاهایی روابط نامفهوم است ولی بهتر است تماشاگر این فیلم به این نکته توجه کند که ما می‌خواستیم چه چیزی بگوییم؛ اینکه هر انسانی حق زندگی کردن دارد همان‌طور که حق بدبخت شدن دارد. سلیقه‌ها متفاوت است. هر کارگردانی قطعا با زاویه دید خودش به این داستان می‌پرداخت، چون این یک مسئله عمومی است. «دعوت‌» به‌نظر من یک سمفونی است که در بعضی قسمت‌ها بسیار گوش نواز است مثل اپیزود «بهار» و «شیدا».

• به‌نظر می‌رسد نارضایتی برخی از مخاطبین از آنجا ناشی می‌شود که آنها با یک پیش زمینه ذهنی از ابراهیم حاتمی‌کیا به تماشای فیلم می‌نشینند و به‌دنبال امضای او می‌گردند اما خواسته آنها بر آورده نمی‌شود. این فیلم مخاطبان جوانی را که بدون پیش زمینه ذهنی به تماشای فیلم نشسته‌اند بیشتر راضی می‌کند.

بله، به نکته بسیار خوبی اشاره کردید. دقیقا همین‌طور است. اما ما نباید آدم‌ها را در تعریفی که از آنها ارائه می‌دهیم منجمد کنیم. آیا اگر روزی تهمینه میلانی در حمایت از مردها فیلمی بسازد باید آن را تقبیح کنیم؟ علم روان شناسی می‌گوید کسی که تعریف می‌کند شلیک می‌کند.

اگر بگوییم حاتمی‌کیا فیلم‌ساز جنگ و معترض اجتماعی است و عاصی است این تعریف‌ها مصداق همان شلیک است. ما امروز از طرف عاشقان حاتمی‌کیا تحت فشار قرار گرفته‌ایم چون دوستداران حاتمی‌کیا او را در قالب حاج کاظم می‌بینند و نمی‌خواهند از او فیلمی در مورد مسائل خانوادگی ببینند. مطمئنا حاتمی‌کیای 46 ساله با حاتمی‌کیای 25 ساله فرق دارد. بهتر است طبق گفته حضرت علی(ع)، نگاه نکنیم که چه کسی می‌‌گوید ببینیم چه می‌گوید.

بعضی‌ها در مورد چیستا یثربی هم همین تفکر را دارند، آنهایی که من را یک فمینیست دو‌آتشه می‌دانند و به این نوشته من معترضند درصورتی که باور کنید اگر من به این مسئله اعتقاد نداشتم نمی‌توانستم در مورد آن بنویسم. من معتقد به برابری 100 درصد زن و مرد هستم و معتقدم طبق قرآن معیار تفاوت انسان‌ها در میزان تقوای آنهاست. ولی متأسفانه امروز جریان روشنفکری هم به این فیلم معترض است. ساخت «دعوت» یک ریسک بزرگ بود چون این سوژه حساس اگر عادی از آب درمی‌آمد از دست رفته بود.

حاتمی‌کیا از همان فیلم‌های اولیه‌اش همواره از مشاور در مرحله نگارش فیلمنامه استفاده کرده است ولی جز ‌ یک بار، همکاری با اصغر فرهادی در «ارتفاع پست»، این چنین همکاری پررنگی را با نویسنده‌ دیگری نداشته است؛  دلیلش را هم می‌توان حیطه تازه‌ای دانست که حاتمی‌کیا در «دعوت» پا به آن گذاشته است.

• اپیزود دانشجو چرا از فیلم حذف شد؟

ریتم آن اپیزود با بقیه داستان هماهنگ نبود. در آن اپیزود یک دختر دانشجو(لیلا اوتادی) از همسر خود( پژمان بازغی) که پنهانی ازدواج کرده بودند باردار می‌شد و در طول ماجرا دختر کم کم به حالتی می‌رسید که آن بچه برایش حالت مقدسی پیدا می‌کرد و او فارغ از هر چیز به بچه‌اش عشق می‌ورزید. این اپیزود ریتم درونی داشت و با بقیه داستان‌ها همخوانی نداشت و حذف شد.

• و اپیزود دیگری که قرار است تبدیل به یک فیلم بلند شود؟

اپیزودی که یک خانم معلم مذهبی که به خاطر ورشکستگی شوهرش به‌صورت صوری از او جدا شده تا از دست طلبکارهای او در امان باشد حامله می‌شود و حالا نمی‌تواند حاملگی‌اش را علنی کند چون همه فکر می‌کنند او طلاق گرفته است. بازیگر این اپیزود هم پریوش نظریه بود که حالا قرار است تبدیل به یک فیلم بلند شود.

• از اپیزود دوم به بعد دست شما برای تماشاگر رو شده و او می‌داند که قرار نیست بچه‌ای سقط شود، به‌نظر شما این مسئله به جذابیت داستان لطمه نزده است؟

نه. به این خاطر که دیدگاه نویسنده و کارگردان وارد داستان شده است. آنهایی که در مورد مسائل دیدگاه مشخصی ندارند پایان داستان را باز می‌گذارند. حاتمی‌کیا در مورد سقط جنین دیدگاه داشت و تحقیق کرده بود، من هم همین طور. مطمئن بودیم که نباید سقطی صورت بگیرد. همیشه راه دیگری وجود دارد.

• اگر کارگردان بودید، شما هم به سراغ یک روایت اپیزودیک می‌رفتید؟

بله. جامعه امروز ما، جامعه داستان‌های یک دقیقه‌ای است. یعنی اگر توانستی در یک دقیقه حرفت را بزنی موفقی. من طرفدار داستان‌های اپیزودیک هستم. البته ظاهرا بعد از «دعوت» ساخت فیلم‌های اپیزودیک مد شد.

شما به‌عنوان بازیگردان و مسئول انتخاب بازیگر هم در این طرح حضور داشتید. بعضی از بازیگران انتخاب‌های خوبی به‌نظر نمی‌رسند و بعضی هم بازی‌های اغراق‌آمیزی دارند و اصلا باور پذیر نیستند؛ مثل محمد‌رضا فروتن در نقش یک جوان لر. در این‌باره چه نظری دارید؟

من نهایت سعی‌ام را در انتخاب درست بازیگران به خرج دادم. چه اشکالی دارد که بعضی از بازیگران تلویزیونی باشند.

من فکر کردم سحر جعفری جوزانی و سیامک انصاری بازیگران خوبی هستند پس، از آنها دعوت کردم. اگر بدون پیش داوری به تماشای فیلم بنشینید حتما از بازی‌ها هم راضی خواهید بود. من از بازی‌ها دفاع می‌کنم. شاید در آن شرایط می‌توانستیم انتخاب‌های بهتری هم داشته باشیم اما بعضی‌ها سر کارهای دیگری بودند. من از تک تک بازیگران تست گرفتم و آن را به کارگردان نشان دادم. اما با بضاعت سینمای ایران این انتخاب‌ها خوب و قابل‌قبول بود.

• یعنی نمی‌پذیرید که بعضی از بازی‌ها اغراق آمیز است؟

چرا می‌پذیرم و قبول دارم که بعضی نقش‌ها می‌توانست بهتر از اینکه می‌بینیم از کار دربیاید. شاید نباید از محمد رضا فروتن می‌خواستم با لهجه حرف بزند. من از او خواستم لهجه لری را یاد بگیرد ولی حالا می‌بینم که اشتباه کردم. البته قرار بود بازیگرانی مثل بهرام رادان و هدیه تهرانی هم در این فیلم حضور داشته باشند که متأسفانه نشد.

• چه اتفاقی افتاد که این بازیگران حذف شدند؟

هیچ مسئله خاصی نبود. بعضی‌ها قرارداد بستند اما در ادامه مجال همکاری پیش نیامد. به‌عنوان مثال قرار بود محمد رضا گلزار نقشی را که فرهاد قائمیان در آن حضور دارد، بازی کند. تصور کنید گلزار تبدیل به یک مرد 55 ساله شود، بسیار خب ما در گریم او را تبدیل به یک مرد میانسال می‌کردیم، اما صدای او را هم می‌توانستیم تغییر دهیم؟ اصلا چه دلیلی داشت این کار را بکنیم.

آیا این نقش احمقانه نمی‌شد؟ هدیه تهرانی هم قرار بود در این فیلم بازی کند اما برای او سفر فوری به ایتالیا پیش آمد، او عذرخواهی کرد و رفت. اما فراموش نکنید که انتخاب‌های ما محدود است. ما در ایران زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم از آمریکا و اروپا بازیگر دعوت کنیم. من نمی‌توانستم سراغ آنجلینا جولی، جنیفر لوپز یا برد پیت بروم. بضاعت ما اندک است. قرار بود یکی از نقش‌ها را هم رضا کیانیان بازی کند اما سفر فرانسه برایش پیش آمد و او هم با عذرخواهی از طرح کنار رفت. اما برای بعضی از نقش‌ها از ابتدا تصمیم‌هایی داشتم که عملی شد مثلا کتایون ریاحی، گوهر خیر اندیش و مریلا زارعی انتخاب‌های اول من بودند. نقش بهار را اصلا برای مریلا زارعی نوشتم و سیده خانم خود گوهر خیراندیش بود.

• و در مورد مهناز افشار؟

من مجبور بودم یک سوپراستار را برای این نقش بگذارم تا در نقش یک سوپر استار باورپذیر باشد. به هر حال قرار بود این نقش اسب سواری کند و در سرما زیر برف برود. ما سکانس‌های سختی از این نقش داشتیم که بعضی از آنها حذف شد. اما باور کنید که برای نقش یک سوپر استار نمی‌توانستیم از بازیگر تئاتر استفاده کنیم. تماشاگر باید عمق این ماجرا را درک می‌کرد. اینکه وقتی یک بازیگر مطرح مثلا مهناز افشار باردار باشد چقدر وحشتناک است و چه مشکلاتی سر راه کار او به‌وجود می‌آید. او در این فیلم یک بازی روان ارائه داده، یعنی بدون هیچ آلایشی به‌خودش خیلی نزدیک بود.

قرار بود حمید رضا پگاه هم در این فیلم حضور داشته باشد که با وجود توانایی‌های بسیار این بازیگر، در نهایت در ترکیب بازیگران حذف‌هایی صورت گرفت و این مجال فراهم نشد.

• ظاهرا در مورد بازیگردانی هم مشکلاتی به‌وجود آمده بود که سبب شد شما بعضی روزها سر صحنه حضور نداشته باشید. دلیل این مسئله چه بود؟

در این مورد هیچ مشکلی وجود نداشت. ولی گاهی من به خاطر بچه مدرسه‌ای که دارم نمی‌توانستم از تهران خارج شوم و سر صحنه فیلمبرداری بروم. اما ظاهرا بعضی افراد از این مسئله سوءاستفاده کردند و حتی من شنیدم که بعضی می‌گفتند نویسنده فیلمنامه از کار اخراج شده است. من نمی‌دانم بعضی‌ها چه اصراری دارند که به حاشیه‌ بپردازند.

منبع : همشهری

 


نظرات () |+| نوشته شده در یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

هیچوقت با فکر اینکه عشق مهمترین چیز است، وارد زندگی نشوید

سوالی که خیلی از شما عزیزان در ایمیل های خود برای ما میفرستید این است که، "از کجا باید بفمیم فردی که می خواهیم با او ازدواج کنیم، برای ما مناسب است؟"

چطور با فرد مناسب خود ازدواج کنیم

پیدا کردن زن یا مرد ایدآل اصلاً کار ساده ای نیست. وقتی فکر میکنید که فرد ایدآل خود را پیدا کرده اید، هنوز هم ممکن است تردید داشته باشید. شک داشتن به کسی که می خواهید با او ازدواج کنید، نه تنها کاملاً نرمال و طبیعی است، بلکه کاملاً سالم است.

خوشبختانه احتمالاً تا الان می دانید که نباید با کسی که بیش از حد مشروب می خورد، بیش از حد الواتی می کند، بیش از حد کار می کند، بیش از حد لاف می زند، معتاد است، بی وفا است و خیانت می کند، خشن و بیرحم است یا صادق نیست، ازدواج کنید.

اگر همسر آینده تان عاری از این صفات است و هنوز هم در ازدواج با او شک دارید، حتماً این مقاله را دنبال کنید. ما به شما کمک می کنیم که ببینید آیا این تردیدهایتان منطقی است و ارزش توجه دارد یا نه یا اینکه فقط بدون هیچ دلیل منطقی نگران هستید.

ادامه مطلب را حتما بخوانید

 


نظرات () | ادامه مطلب |+| نوشته شده در جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

برای دیدن عکسهای دیگری از این هنرمند روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


نظرات () | ادامه مطلب |+| نوشته شده در جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط
چیستان
موضوع:

1- آن چیست که یکی است و همیشه با تو است؟

2 - عجایب جنگل بی پایه دیدم،    عجایب چادر بی سایه دیدم،

     بدیدم صنعت پروردگارم،       دوتا سوداگر بی مایه دیدم.

3- عجایب صنعتی دیدم در این دشت، درخت پرگلی بی سایه میگشت؟

4- آن چیست که از میان آب می گذرد، ولی خیس نمی شود؟

5- آن چیست که نمیتوانید ببینیدش، یا  بچشیدش، یا با دستتان لمسش بکنید، ولی برای همه تان لازم است و همه جا هست؟

6 - آن جسم  عجب چیست که بر چرخ پدید است

                               گه پرده ماه است و گهی حاجب شید است؟

 7- نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد!

8-  آن چیست که تا آسمان نگرید، اشکش روان نمی شود؟
9- آن چیست که نه دست دارد و نه پا، در همه جای زمین است و نمی رود به هیچ جا؟

10- آن چیست که نه دست دارد، نه پا، نه استخوان دارد، نه گوشت، ولی همیشه راه میرود و و هیچ وقت هم خسته نمی شود؟

11- آن چیست که خودش آب،  دُشمنش آب؟

 12- آن کدام دوبرادرند که در زیر یک کوه زندگی میکنند،و هیچ وقت خانه یکدیگر را نمی بینند؟

13- آن کدام شب تاریک است که در میان روز دیده میشود؟

14- این سر کوه، اَرّه اَرّه           آن سر کوه، اَرّه اَرّه           میان کوه، گوشت بره!

پاسخها

 

 

8- باران 1- خدا
9- خاک 2- آسمان و خورشید و ماه
10- آب جوی و رود 3- آسمان پرستاره

11- یخ

4- نور
12- چشمها 5- هوا
13- سیاهی چشم 6- ابر

14- دندانها و زبان

7- باد


نظرات () |+| نوشته شده در جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

برگرفته از کتاب منتهی الامال ، اثر حاج شیخ عبّاس قمی

مقتل شهدایی که در حمله اول به شهادت رسیدند

پس شایسته باشد که آن اشخاصی را که در حمله اولی شهید شدند و من بر اسم شریفشان مطلع شدم ذکر کنم و ایشان به ترتیبی که در مناقب ابن شهر آشوب است این بزرگوارانند:

نعیم‌ بن ‌عجلان

و او برادر نعمان بن عجلان است که از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام و عامل آن حضرت بر بحرین و عمان بوده و گویند این دو تن با نضر که برادر سیم است از شجعان و از شعراء بوده‌اند و در صفین ملازمت آن حضرت داشته‌اند.

عمران ‌بن ‌کعب ‌بن ‌حارث‌ الاشجعی

که در رجال شیخ ذکر شده.

حنظله بن عمر والشیبانی

ـ قاسط بن زهیر و برادرش مقسط و در رجال شیخ اسم والدشان را عبدالله گفته.

کنانه‌بن‌عتیق‌تغلبی

که از ابطال و قراء و عباد کوفه به شمار رفته.

عمرو بن ‌ضبیعه‌ بن ‌قیس ‌التمیمی

و او فارسی شجاع بود، گویند اول با عمر سعد بوده پس داخل شده در انصار حسین علیه السلام.

ضرغامه ‌بن ‌مالک ‌تغلبی

، و بعضی گفته‌اند که او بعد از نماز ظهر به مبارزت بیرون شد و شهید گردید.

عامر بن ‌مسلم ‌العبدی

، و مولای او سالم از شیعیان بصره بودند و با سیف بن مالک و ادهم بن امیه به همراهی یزیدبن ثبیط و پسرانش به یاری امام حسین علیه السلام آمدند و در حمله اولی شهید گشتند

سیف بن عبدالله بن مالک العبدی، بعضی گفته‌اند که او بعد از نماز ظهر به مبارزت بیرون و شهید شده ره.

عبدالرحمن بن عبدالله الارحبی الهمدانی

و این همان کسی است که اهل کوفه او را با قیس به مسهر به سوی امام حسین علیه السلام به مکه فرستادند با کاغذهای بسیار روز دوازدهم ماه رمضان بود که خدمت آن حضرت رسیدند.

حباب بن عامر التیمی از شیعیان کوفه است با مسلم بیعت کرده و چون کوفیان با مسلم جفا کردند حباب به قصد خدمت امام حسین علیه السلام حرکت کرده و در بین راه به آن حضرت ملحق شد.عمروالجندعی ابن شهر آشوب او را از مقتولین در حمله اولی شمرده ولکن بعض اهل سیر گفته‌اند که او مجروح روی زمین افتاده بوده و ضربتی سخت بر سر او رسیده بود قوم او را از معرکه بیرون بردند، مدت یک سال مریض و صاحب فراش بود در سر سال وفات کرد و تایید می‌کند این مطلب را آنچه در زیارت شهداء است:

اَلسَّلامُ عَلَی الْمُرَتّثِ مَعَهُ عَمْروُبْنِ عَبْدُاللهِ الْجُنْدُعی

حلاس (بحاء مهمله کغراب) بن عمر والاذی الراسبی، و برادرش. نعمان بن عمرو از اهل کوفه و از اصحاب امیرالمومنین علیه اسلام بوده، بلکه حارس از سرهنگان لشکر آن حضرت در کوفه بوده.

سوار بن ابی عمیرالنهمی در حمله اولی مجروح در میان کشتگان افتاد او را اسیر کردند به نزد عمر سعد بردند. عمر خواست او را بکشد قوم او شفاعتش کردند او را نکشت لکن به حال اسیری و مجروح بود تا ششماه پس از آن وفات کرد مانند موقع بن ثمامه که او نیز مجروح افتاده بود قوم او را به کوفه بردند و مخفی کردند ابن زیاد مطلع شد فرستاد تا او را بکشند قوم او از بنی اسد شفاعتش کردند او را نکشت لکن او را در قید‌آهن کرده فرستاده او را بزاره (موضعی بعمان) موقع از زحمت جراحتها مریض بود تا یک سال پس از آن در همان زاره وفات فرموده، و اشاره به او کرده کمیت اسدی در این مصرع: وِ اِنَّ اَیُوموسی اَسیرٌ مُکَبَّلٌ. (ابوموسی کنیه موقع است). و بالجمله در زیارت شهداء است السَّلامُ عَلَی الْجَریحِ الْمَاْسٌورِ سُوّارِبْنِ اَبی عَمیرِ النَّهْمی.

عماربن ابی سلامه الدالانی الهمدانی

از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام و از مجاهدین در خدمتش به شمار رفته بلکه بعضی گفته‌اند که او حضرت رسول صلی الله علیه و آله را نیز درک کرده.

جبله بن علی الشیبانی از شجاعان اهل کوفه بوده.

عبدالله و عبیدالله پسران زیدبن ثبیط عبدی بصری.

ابوجعفر طبری روایت کرده که جماعتی از مردم شیعه بصره جمع شدند در منزل زنی از عبدالقیس که نامش ماریه بنت منقذ و از شیعیان بود و منزلش مجمع شیعه بود و این در اوقاتی بود که عبیدالله بن زیاد به کوفه رفته بود و خبر به او رسیده بود از اقبال و توجه امام حسین علیه السلام به سمت عراق، ابن زیاد نیز راهها را گرفته و به عامل خود در بصره نوشته بود که برای دیدبانها جائی درست کنند و دیده بان در آن قرار دهند و راهها را پاسبانان گذارند که مبادا کسی ملحق به آن حضرت شود پس یزید بنت ثبیط که از قبیله عبدالقیس و از آن جماعت شیعه بود که در خانه آن زن مؤمنه جمع شده بودند، عزم کرد که به آن حضرت ملحق شود، او را، ده پسر بود، پس با پسران خود فرمود که کدام از شماها با من خواهید آمد؟ دو نفر از آن ده پسر مهیای مصاحبت او شدند، پس به آن جماعتی که در خانه آن زن جمع بودند فرمود که من قصد کرده‌ام ملحق شوم به امام حسین علیه السلام و اینک بیرون خواهم شد. شیعیان گفتند که می‌ترسیم بر تو از اصحاب پسر زیاد، فرمود به خدا سوگند هرگاه برسد شتران یا پاهای ما به جاده، و راه دیگر سهل است بر من وحشتی نیست بر من از اصحاب ابن زیاد که به طلب من بیایند، پس از بصره بیرون شد و از غیر راه از بیابان قفر و خالی سیر کرد تا در ابطح به امام حسین علیه السلام رسید، فرود آمد و منزل و مأوای خود را درست کرد پس رفت به سوی رحل و منزل آن حضرت و چون خبر او به حضرت امام حسین علیه السلام رسید به دیدن او بیرون شد به منزل او که تشریف برد، گفتند به قصد شما به منزل شما رفت، حضرت در منزل او نشست به انتظار او از آن طرف آن مرد چون حضرت را در جایگاه خود ندید احوال پرسید، گفتند به منزل تو تشریف بردند، یزید برگشت به منزل خود، آن جناب را دید نشسته. پس این ایه مبارکه را خواند: بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ وَ بِذالِکَ فَلْیَفْرَحوُا.

پس سلام کرد به آن حضرت و نشست در خدمتش و خبر داد آن حضرت را که برای چه از بصره به خدمتش آمده، حضرت دعای خیر فرمود برای او پس با آن حضرت بود تا در کربلا شهید شد با دو پسرش عبدالله و عبیدالله.

مؤلف گوید که اسامی بعضی از غلامان که شهید شده‌اند از این قرار است:

اسلم بن عمرو

و او پدرش ترکی بود و خودش کاتب امام حسین علیه السلام، و دیگر. قارب بن عبدالله دئلی که مادرش کنیز حضرت امام حسین علیه السلام بوده و دیگر منحج بن سهم غلام امام حسین (ع). با فرزندان امام حسین علیه السلام به کربلا آمد و شهید شد و سعد بن الحرث غلام امیرالمؤمنین علیه السلام و نصر بن ابی نیزر غلام آن حضرت نیز و این نصر پدرش همان است که در نخلستان امیرالمؤمنین علیه السلام کار می‌کرد و حرث بن نبهان غلام حمزه، الی غیر ذلک.

و . . .

برگرفته از کتاب منتهی الامال ، اثر حاج شیخ عبّاس قمی

 


نظرات () |+| نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

بیعت نکردن با یزید

وقتی امام حسن (ع) مجتبی به شهادت رسیدند شیعیان عراق جنبش کردند و به امام حسین (ع) نامه نوشتند.
برای بیعت با ایشان و خلع معاویه، ولی حضرت نپذیرفتند و جواب نوشتند که در گرو عهد و پیمان با معاویه است و نمی تواند آنرا نقض کند تا مدت سرآید و جان معاویه در آید ولی بعد از اینکه معاویه در نیمه رجب سال 60 هجری به در
ک رسید، یزید به حاکم مدینه ولید بن عبید بن ابوسفیان (نوه ابوسفیان) نامه ای می نویسد و مرگ پدرش معاویه را اطلاع می دهد و طی نامه ای خصوصی فرمان را از این سه نفر (امام حسین (ع) عبدالله بن عمر عبدلله بن زبیر) بیعت بگیرد و اگر بیعت نکردند، سرشان را برای من بفرست. ولید امام را احضار نمود، امام آنموقع در مسجد پیغمبر بودند.
خبر مرگ معاویه برای ولید ناگوار و هراسناک بود، ناچاراً مروان بن حکم را خواست. علت اینکه گفته می شود (ناچاراً ) چون قبل از ولید ، حاکم مدینه مروان بود و بخاطر همین تغییر حکومت مدینه آنها با هم قهر بودند ولی خبر مرگ معاویه او را مجبور کرد با مروان حکم راجع به نامه یزید مشورت کند. مروان گفت: هم اکنون تا خبر مرگ معاویه اعلام نشده آنها
را احضار کن و اگر بیعت نکردند گردنشان را بزن چون رگ گردنشان را نزنی هر کدام از آنها به ناحیه ای می روند و مخالفت خود را اعلام می کنند و مدعی خلافت می شوند. ولید شخصی به نام عبدالله که نوه عثمان (خلیفه) بود را نزد حسین فرستاد عبدالله آنها را در مسجد یافت، عبدالله از آنها دعوت کرد نزد حاکم بروند، حضرت امام فرمود: عبدالله تو برو ما بعداً می آئیم. عبدالله بن زبیر به امام گفت: شما چه حدس می زنید؟ امام فرمودند: (اظن ان طاغیتهم قد هلک ) گمان می کنم فرعون اینها تلف شده و ما را برای بیعت می خواهند. امام فرمود: من میروم، تو، عبدالله بن زبیر چه می کنی؟ عبدالله بن زبیر گفت: حالا ببینم چه می شود! (نکته: اگر عبدالله بن زبیر مطیع ولایت امر بود همان عمل امام را انجام می داد و مانند پدرش زبیر به امام علی (ع) خیانت نمی کرد.) عبدالله بن زبیر شبانه از بیراهه به مکه گریخت و در آنجا متحصن شد. امام رفت و عده ای از بنی هاشم را هم با خود برد و فرمود شما بیرون بایستید اگر فریاد من بلند شد به داخل بریزید و تا صدای من بلند نشده داخل نشوید.
مروان حکم(ل) کنار ولید نشسته بود. امام به ولید فرمود: چه می خواهید؟ حاکم گفت: مردم با یزید بیعت کرده اند و نظر معاویه هم چنین بوده و مصلحت اسلام است و از شما خواهش می کنم که شما هم بیعت نمائید. ولید دوست نداشت دستش بخون امام آغشته شود، با اینکه او از بنی امیه محسوب می شود تا اندازه ای با دیگران فرق داشت.
امام فرمود: بیعت من با شما در این اتاق بسته که
سه نفر بیشتر نیستیم چه سودی دارد، شما بیعت را برای مردم می خواهید که آنها هم به خاطر من بیعت کنند. حاکم گفت: راست می فرمائید، باشد برای بعداً. سپس ولید گفت: تشریف ببرید. مروان حکم گفت: چه می گویی؟ اگر حسین بن علی از اینجا برود معنایش این است که بیعت نمی کنم سپس گفت: ولید، فرمان یزید را اجرا کن (یعنی حضرت را به شهادت برسان) امام گریبان مروان را گرفت و او را بالا برد و محکم به زمین کوباند و فرمود: تو کوچکتر از آنی. سپس امام بیرون رفتند و سه شب دیگر در مدینه ماندند، شبها سر قبر پیامبر (ص) می رفتند و در آنجا دعا میخواندند و از باری تعالی راهی را طلب می نمودند که رضای خداوند در آن باشد.

حرکت حضرت امام حسین (ع) به سمت مکه

 


نظرات () |+| نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

توجه : اگر با رجیستری آشنایی کافی ندارید ، در کار با رجیستری تمامی نکات را به درستی انجام دهید ،

 چون اگر بخشی از رجیستری ویندوز به اشتباه تغییر داده شود و یا دستکاری شود احتمال به وجود آمدن

هر مشکلی در ویندوز و یا حتی نصب مجدد سیستم عامل خواهد بود.

با این ترفند شما می توانید هر یک از درایوهای موجود در سیستم خود را ناپدید کنید.

 ابتدا به کمک دستور Regedit که در Start ==> Run تایپ میکنید رجیستری خود را باز نمایید سپس

به کلید زیر مراجعه کنید :
 

HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\Current Version \ Policies\Explorer
 

و یک متغیر جدید از نوع DWORD ساخته و نام آن را NoDrivers بگذارید مقداری که برای این متغیر تعیین

می کنید نشان می دهد که چه درایوهایی مرئی هستند راست ترین بیت مربوط به گردونه ی:Aو بیت

 بیست و ششم مربوط به گردونه ی :Z است برای مخفی کردن هر درایو کافی است بیت آن را روشن

 کنید. اگر با اعداد هگزا آشنایی کافی ندارید می تونید از اعداد دسیمال زیر برای مخفی کردن هر درایو

یا چند درایو استفاده کنید مثل اعداد زیر :

A:1 , B:2 , c:4 , D:8 , E:16 , F:32 و...........

برای ناپدید کردن تمام درایوها می توانید از  6ffffff  ( عدد ۶ و  ۶ تا f پشت سر هم ) 

 را به متغیر NoDrives بدهید .

نکته : برای دیدن تغییرات اعمال شده بر روی ویندوز حتما یا ویندوز خود را Logg off کرده و یا آن را Reset

نمائید.

منبع :‌ http://www.takkhal.net/learn/tarfand/001.htm


نظرات () |+| نوشته شده در دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

روایات مشهور در تاریخ ولادت حضرت امام حسین (ع)

مشهور آنست که ولادت آن حضرت در مدینه در سیم ماه شعبان بوده، و شیخ طوسی ره روایت کرده که بیرون آمد توقیع شریف به سوی قاسم بن علاء همدانی وکیل امام حسن عسگری علیه السلام که مولای ما حضرت حسین علیه السلام در روز پنجشنبه سیم ماه شعبان متولد شده پس آنروز را روزه‌دار و این دعا را بخوان:

اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِحَقِ الْمَوْلُودِ فی هذَا الَْیَوْم الخ.

و ابن شهر آشوب (ره) ذکر کرده که ولادت آن حضرت بعد از ده ماه و بیست روز از ولادت برادرش امام حسن علیه السلام بوده و آن روز سه شنبه یا پنجشنبه پنجم ماه شعبان سال چهارم از هجرت بوده، و فرموده روایت شده که مابین آن حضرت و برادرش فاصله نبوده، مگر به قدر مدت حمل و مدت حمل و شش ماه بوده است.

و سید بن طاوس و شیخ ابن نما و شیخ مفید در ارشاد نیز ولادت آن حضرت را در پنجم شعبان ذکر فرموده‌اند ، و شیخ مفید در مقنعه و شیخ در تهذیب و شهید در دروس آخر ماه ربیع الاول ذکر فرموده‌اند ، و به این قول درست می‌شود روایت کافی از حضرت صادق علیه السلام که مابین حسن و حسین علیهماالسلام طهری فاصله شده و مابین میلاد آن دو بزرگوار شش ماه و ده روز واقع شده و الله العالم.

 اختلاف مورخین شیعه و سنی در تاریخ ولادت امام حسین (ع)

مورخین شیعه و سنّی در ولادت امام(ع) اختلافاتی دارند که ولادت حضرت در چه روزی، چه ماهی و چه سالی بوده است؟ عدّه ای گفته اند امام حسین(ع) سوم یا پنجم شعبان یا پنجم جمادی الاول و یا آخر ربیع الاول سال سوم هجری متولد شده اند. و بالجمله اختلاف بسیار در باب روز ولادت آن حضرتست.

البته همگی بالاتفاق گفته اند امام در طول شش ماه و ده روز تولد یافته اند. چون شیرخوارگی دو سال (بیست و چهار ماه) طول می کشد حضرت صفیه (عمه پیامبر(ص) و على(ع)) می گوید: وقتی حسین(ع) تولد یافت، پیامبر(ع) فرمودند: عمه جان، فرزندم را بیاور. عرض کرد: هنوز پاکیزه اش نکرده ام. پیامبر فرمود: آیا تو میخواهی او را پاکیزه کنی؟ خداوند او را پاکیزه و مطهر به دنیا آورده است. سپس پیامبر(ص) گریه نمودند و فرمودند: خداوند لعنت کند مردمی را که کشندگان تو هستند. صفیه عرض کرد: کشندگان او چه کسانی هستند؟ فرمود: دنباله گروهی از نسل بنی امیه. سپس در گوش راست حضرت اذان و در گوش چپ حضرت اقامه قرائت نمودند.

 کیفیت ولادت امام حسین (ع)

شیخ طوسی (ره) و دیگران به سند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام نقل کرده‌اند که چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد، حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسماء بنت عمیس را فرمود که بیاور فرزند مرا ای اسماء، اسما گفت آن حضرت را در جامه سفیدی پیچیده به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله بردم، حضرت او را گرفت و در دامن گذاشت و گوش راست و اذان در گوش چپش اقامه گفت،‌پس جبرئیل نازل شد و گفت: حق تعالی ترا سلام می‌رساند و می‌فرماید که چون علی علیه السلام نسبت به منزله هارون است نسبت به موسی (ع) پس او را به اسم پسر کوچک هارون نام کن که شبیر است و چون لغت تو عربی است او را حسین نام کن. پس حضرت رسول صلی الله علیه و آله او را بوسید و گریست و فرمود که ترا مصیبتی عظیم در پیش است، خداوندا لعنت کن کشنده او را. پس فرمود که ای اسماء این خبر را به فاطمه مگو.

چون روز هفتم شد حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که بیاور فرزند مرا چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفند سیاه و سفیدی از برای او عقیقه کرد که یک رانش را به قابله داد و سرش را تراشید و به وزن موی سرش نقره تصدق کرد و خلوق بر سرش مالید، پس او را بر دامن خود گذاشت و فرمود ای ابا عبدالله چه بسیار گران است بر من کشته شدن تو، پس بسیار گریست. اسماء گفت: پدر و مادرم فدای تو باد این چه خبر است که در روز اول ولادت گفتی و امروز نیز می‌فرمائی و گریه می کنی، حضرت فرمود که: می‌گریم بر این فرزند دلبند خود که گروهی کافر ستمکار از بنی امیه او را خواهند کشت، خدا نرساند به ایشان شفاعت مرا، خواهد کشت او را مردی که رخنه در دین من خواهد کرد و به خداوند عظیم کافر خواهد شد، پس گفت خداوندا سؤال می‌کنم از تو در حق این دو فرزندم آنچه را که سوال کردم ابراهیم در حق ذریت خود خداوندا تو دوست دار ایشان و دوست دار هر که دوست می‌دارد ایشان را و لعنت کن هر که ایشان را دشمن دارد لعنتی چندان که آسمان و زمین پر شود.

 ملکی بنام فطرس

شیخ صدوق و ابن قولویه و دیگران از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده‌اند که چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد حق تعالی جبرئیل را امر فرمود که نازل شود با هزار ملک برای آن تهنیت گوید حضرت رسول صلی الله علیه و آله را از جانب خداوند و از جانب خود، چون جبرئیل نازل می‌شد گذشت در جزیره از جزیره‌های دریا به ملکی که او را فطرس می‌گفتند و از حاملان عرش الهی بود.

وقتی حق تعالی او را امری فرموده بود و او کندی کرده بود پس حق تعالی بالش را در هم شکسته و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال در آنجا عبادت حق تعالی کرد تا روزی که حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد.

و به روایتی حق تعالی او را مخیر گردانید میان عذاب دنیا و آخرت او عذاب دنیا را اختیار کرد پس حق تعالی او را معلق گردانید به مژگانهای هر دو چشم در آن جزیره و هیچ حیوانی از آنجا عبور نمی کرد و پیوسته از زیر او دود بدبوئی بلند می‌شد چون دید که جبرئیل با ملائکه فرود می‌آیند از جبرئیل پرسید که اراده کجا دارید؟ گفت چون حق تعالی نعمتی به محمد صلی الله علیه و آله کرامت فرموده است، مرا فرستاده است که او را مبارک باد بگویم، ملک گفت ای جبرئیل مرا نیز با خود ببر شاید که آن حضرت برای من دعا کند تا حق تعالی از من بگذرد. پس جبرئیل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله رسید تهنیت و تحیت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانید. حضرت فرمود که به او بگو که خود را به این مولود مبارک بمالد و به مکان خود برگردد. فطرس خویشتن را به امام حسین مالید، بال برآورد و این کلمات را گفت و بالا رفت عرض کرد یا رسول الله همانا زود باشد که این مولود را امت تو شهید کنند و او را بر من به جهت این نعمتی که از او به من رسید مکافاتی است که هر که او را زیارت کند او را به حضرت حسین علیه السلام برسانم، و هر که بر او سلام کند من سلام او را برسانم، و هر که بر او صلوت بفرستد من صلوات او را به او می‌رسانم.

و موافق روایت دیگر چون فطرس به آسمان بالا رفت می‌گفت کیست مثل من و حال آنکه من آزاد کرده ی حسین بن علی و فاطمه و محمدم (علیهم السلام).

 مکیدن انگشت ابهام حضرت محمد (ص)

ابن شهر آشوب روایت کرده که هنگام ولادت امام حسین علیه السلام فاطمه علیها السلام مریضه شد و شیر در پستان مبارکش خشک گردید رسول خدا صلی الله علیه و آله مرضعی طلب کرد یافت نشد پس خود آن حصرت تشریف آورد به حجره فاطمه علیهاالسلام و انگشت ابهام خویش را در دهان حسین می‌گذاشت و او مییمکید. بعضی گفته‌اند که زبان مبارک را در دهان حسین علیه السلام می‌گذاشت و او را زقه می‌داد چنانکه مرغ جوجه خود را زقه می‌دهد تا چهل شبانه روز رزق حسین علیه السلام را حق تعالی از زبان پیغمبر صلی الله علیه و آله گردانیده بود، پس روئید گوشت حسین علیه السلام از گوشت پیغمبر صلی الله علیه و آله، و روایات به این مضمون بسیار است.

و در علل الشرایع روایت شده که حال امام حسین علیه السلام در شیر خوردن بدین منوال بود تا آنکه روئید گوشت او از گوشت پیغمبر صلی الله علیه و آله و شیر نیاشامید از فاطمه علیهاالسلام و نه از غیر فاطمه.

و شیخ کلینی در کافی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که حسین علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام و از زنی دیگر شیر نیاشامید او را به خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله می‌بردند حضرت ابهام مبارک را در دهان او می‌گذاشت و او می‌مکید و این مکیدن او را دو سه روز کافی بود. پس گوشت و خون حسین علیه السلام از گوشت و خون حضرت رسول صلی الله علیه و آله پیدا شد فرزندی جز عیسی بن مریم علیه السلام و حسین بن علی علیهاالسلام شش ماهه از مادر متولد نشد که بماند، و در بعضی از روایات به جای عیسی یحیی نام برده شده. عَرَبیّه: (قاتل سیّد بحر العلوم است)

لِلّهِ مُرْتَضِعٌ لَمْ یَرْتَضِعْ اَبَداً                     مِنْ ثَدْی اُنْثی وَ مِنْ طه مَراضِعُهُ

 برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی

ولادت حضرت ابالفضل العبّاس (ع)

" عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام" در سال 26 هجری متولد شد. مادرش ام البنین بود.
امام علی علیه السلام به برادرش، عقیل، که به انساب و اجداد اعراب آگاه بود، فرمود:« برای من زنی را انتخاب کن که فرزندانی شجاع بیاورد.»
عقیل فاطمه، دختر حزام بن خال ، را معرفی کرد و گفت:« در میان اعراب، شجاع تر از پدران او کسی را نمی شناسم.»
علی علیه السلام با او ازدواج کرد و اوّلین فرزندی که از ام البنین به دنیا آمد عباس علیه السلام بود که او را به سبب زیبایی چهره اش، قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه او ابوالفضل بود و ام البنین پس از او سه فرزند به نام های عبدالله بن علی و عثمان بن علی و جعفر بن علی به دنیا آورد.
عباس بن علی چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین و بقیه عمر خویش را در کنار دو برادرش زندگی کرد و هنگام شهادت سی و چهار سال از عمر شریفش گذشته بود. او در شجاعت بی نظیر بود و چنان بلندبالا بود که هنگامی که بر اسب سوار می شد، پای مبارکش به زمین می رسید.

منبع : Www.emamhossein.com


نظرات () |+| نوشته شده در یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

با سلام خدمت تمام عاشقان حسین (ع).امیدوارم برا تاخیری که داشتم منو ببخشید.محرم امسالم رسید. . .

 این پست و پستای بعدی میخوام اختصاص بدم به شرح حال زندگی امام و کلا تاریخ عاشورا از ولادت تا شهادت.سعی میکنم این روال و تا شب دهم محرم ادامه بدم.امیدوارم عزاداری امسالتون هم مثل گذشته مورد قبول خداوند و خانم زهرا قبول بگیره.یا علی

 

محرم دارد می آید    . . .                          

این روزها چه در سر داری ؟ روزهای انتهای ماه ذی الحجه را چگونه می گذرانی؟ وقتی که کاروان حسینیان به سوی شهادت و میدان نبرد گام برمی دارد، تو در این دنیای پر آشوب از کدامین سپاهی؟ مبادا دنیایت تو را از حسین (ع) و یارانش، تو را از دعای خیر زینب(س)، تو را از آزاد شدن و ... دور سازد؟ آخر ، زینب(س) برای تمام یاری رسانان برادرش دعا می کند آنهم دعایی نه فقط برای قوّت داشتن در بازوان و جنگیدن، که دعایش ، دعای خیریست برای غنچه دادن نهال نورسته و خستهء دین که در حال پژمرده شدن است....

 

زار و گریان حسینم چه بود بهتر از این

 

سخت حیران حسینم چه بود بهتر از این

 

من نه خود می روم این ره که کسی می بردم

 

خار دامان حسینم چه بود بهتر از این

 

قبلتین دل من زینب و عباس شدند

 

من مسلمان حسینم چه بود بهتر از این

 

نوکران را همه با نام پدر بشناسد

 

مست عرفان حسینم چه بود بهتر از این

 

 

 

یا ابوالفضل العباس

 


نظرات () |+| نوشته شده در شنبه ٧ دی ۱۳۸٧ | نوشته شده توسط

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ